برای همه اعضای خانواده ما جمع شدن دور هم در خانه پدری در ایام نوروز یک سنت جا افتاده ودلنشینه که خوشبختانه تا این لحظه با وجود گسترده تر شدن خانواده و ورود اعضای جدید و اضافه شدن تدریجی نوه ها همچنان پا برجا مونده..نکته ای که بیش از هر چیز دیگه مرهون وجود پر مهر مادر و سعه صدر و اشتیاق زایدالوصف اون به این دور هم بودنه .. گرچه اقتضائات سنی نوه هایی که در سنین خردسالی هستن و اداره خونه تو یه همچین روزهای پر رفت و آمدی حسابی خستش میکنه اما اون باز هم خم به ابرو نمیاره..
از خدای بزرگ برای سلامتی وطول عمرهمه فرشته های مهربونی که ما روی زمین نام مقدس ((مادر)) رو بر اونها گذاشتیم و آمرزش همه مادرهایی که دست شون از این دنیا کوتاه شده دعا می کنیم..
ده مثل همیشه آروم بود وباصفا و پذیرای تعداد زیادی از فرزندان جلای وطن کرده خودش مثل ما...تو منطقه ما که هیچ وقتش چندان بهره ای از نزولات آسمونی نداشته امسال وضعیت بنظر بدتر از همیشه میرسید..چشمه ی ده که همیشه این روزها پراز آوای جوشش آب بود و پرتوان،بی رمق و کم آب شاید داشت آخرین اندوخته های آبی خودش رو روانه جوی میکرد..امیدوارم که حداقل در این مدت کمی که تا اول تابستون مونده باران رحمت الهی منطقه ما رو هم سیراب کنه...
روز پنج شنبه هشتم فروردین اولین روز کاری من تو سال جدید بود.ظاهرا اینجور که رئیس تصمیم گرفته قراره اینطرف سال من عهده دار کارهای کلر و سوپروایزری و حسابداری شعبه باشم.هر چند که هر کدوم از این کارها به تنهایی چندان دست گیر و در مقایسه با گذشته زیاد نیست اما وقتی همشون رو با هم قراره یه نفر انجام بده و بابقیه کارهای روزانه شعبه و سایر افزودنیهای مجاز کارهای بانکی جمع میشه اصلا ترکیب دل انگیزی نیست...منم که چن وقتی دور بودم از این کارها و یه کم قلق کار از دستم در رفته تو همون یکی دو روز اول دو سه تا خرابکاری انجام دادم که باعث شد بازرسی با شعبه تماس بگیره و بنده هم مجبور به ارائه توضیحات شدم!حالا خوبه اصلا خبری هم نبود و جمعا سی چهل تا سند داشتیم...یه کم بگذره درست میشه!!البته فردا اولین روز کاری جدی تو سال جدید و امیدوارم که همه چی خوب پیش بره..
روز یکشنبه خانمی برای درخواست کارت مجدد به شعبه مراجعه کرد اما با تعجب دیدیم حسابش از جایی تو استان بوشهر مسدود شده.مدعی بود که کارتش رو برای انجام کاری به همراه رمز آخرین روز سال به همسرش داده و اون همون روز کارتو گم کرده وبعدا از طریق تماس با مرکز ارتباطات مردمی مسدود کرده کارتو. با همکارای شعبه مسدود کننده تماس گرفتم و قرار شد اونها بررسی کنن ودلیل مسدودی رو اعلام کنن.
صورتحسابش رو که نگاه کردم دیدم تو همون تاریخ نزدیک به نود میلیون ریال(نه میلیون تومان) ازطریق کارت به کارت به حسابش واریز شده و تا قبل از مسدود کردن کارت بیشتر از شصت میلیون ریالش (شش میلون تومن)برداشت شده.تو همین حین همکارمون از بوشهر هم تماس گرفت و گفت ظاهرا از طریق این کارت کلاهبرداری شده و از قربانی های کلاهبرداری خواسته شده که مبالغی رو به این کارت بریزن و حالا با شکایت قربانی ها واز طریق مراجع قضایی کار در حال پیگیریه..موضوع رو به صاحب حساب که گفتم جا خورد چن تا سوال پرسید و بعد از مدتی رفت اما یه عالمه سوال تو ذهن من موج میزد..این که چرا با وجود این همه تاکیدی که میشه بایدکسی کارت و رمز خودش رو در اختیار دیگری ولو همسرش قرار بده..چن درصد احتمال داره که شما کارتی رو گم کنی و اون کارت بیافته به دست یه کلاهبردار حرفه ای و در عرض چن ساعت ازش چنین سواستفاده ای بشه..اگر کمی اطلاعات صاحب این کارت در صورت درست بودن مدعاش بیشتر بود اگر رمز دوم کارت رو فعال کرده بود میتونس از بروز این واقعه جلوگیری کنه..
باز هم همینجا دوتا درخواست رو مطرح میکنم
اول:کارت و رمز رو به هیچ عنوان در اختیار کسی حتی نزدیکترین کسانتون قرار ندید.هرکسی میتونه با مراجعه به هرکدوم از بانک های کشور و با صرف هزینه ای کم و به سرعت برای خودش کارت بگیره و با وجود سیستم های انتقال وجهی که وجود داره گرفتن کارت از دیگری کاملا بی معناس.
دوم:اطلاعات کاملی از قابلیتهای کارت و انواع خدمات غیر حضوری بانکتون داشته باشید.حتما رمز دومتون رو فعال کنید و شماره کارت و اطلاعات حسابتون رو داشته باشید که تو همچین مواقعی بتونید سریعا اون رو مسدود کنید.
پی نوشت:
-این دو روز اخر تعطیلات رو بخاطر کسالت خونه نشین بودم درگیر بستر.امروز به مدد مداوای انجام شده بهترم اما کلا خیلی زود سرما میخورم دکتر میگفت شاید سینوزیت باشه باید بری پیش متخصص..
-برای همه دوستان دنیای مجازی همکارها و همه کسایی که به اینجا سر میزنن آرزوی سال کاری خوب و پر از موفقیتی رو دارم..ملتمس دعا..