موضوع قابل ذکر و البته نه چندان خوشایند دیگر این هفته،خبر اختلاس در یکی از شعبه های سرپرستی بود که تبدیل موضوع اصلی بحث کلاس این هفته حسابداری ما شده بود.متاسفانه یکی از همکارهای متصدی با سوء استفاده از محیط دوستانه و اعتمادی که در بین همکارها وجود داشته،مبلغ کلانی از حسابهای مشتریان آن شعبه برداشت کرده و سپس متواری می شود.هر چند که امروز شنیدیم که خوشبختانه فرد متواری دستگیر شده اما حتی در صورت بازگرداندن همه پولهای اختلاس شده،فاش شدن این مساله تاثیری بسیار منفیدر اذهان عمومی خواهد داشت....
امروزی که وارد آن شده ایم قصد دارم تا سری به دانشگاه بزنم.روز یکشنبه هم امتحان میان دوره کلاس حسابداری است که باید قدری مطالعه کنم.همچنان کارها بیشتر از زمانی است که در اختیار دارم...
پی نوشت:بعد از مدتی که انگار کمی تنهاییم برای بیگانه شده بود،دوباره چند وقتی است که با آن اخت شده ام...
-خیلی وقت بود که دنبال ورژن جدیدgoogle earthبودم تا بالاخره سپهر هفته پیش برایم اورد.طبیعی است که من با توجه به علاقه ای که به روستای زادگاهم دارم بلافاصله سراغ عکسهای آن منطقه بروم.نسبت به چند وقت پیش عکسها جدید تر شده بود و البته واضح تر...برای من که خیلی جالب بود..وقتی که سرزمینی که در آن بزرگ شده ای را از نمایی دیگر می بینی،و اینکه می بینی چقدر زمین خدا بزرگ است و ما آدمهاچقدر کوچک. ..آنهایی که وبلاگ مرا می خوانند تا به حال چندین عکس از نماهای مختلف روستای زادگاه من در این بلاگ دیده اند.شاید دیدن این نما هم خالی از لطف نباشد...بافت مسکونی ده و زمینهای کشاورزی که آنرا فرا گرفته کاملا مشخص است.عکس در جهت جغرافیای است یعنی قسمت بالایی آن سمت شمال و قسمت پایین ان جنوب است و یکی از جنوبی ترین خانه های ده،خانه ماست....


