مشکلات و درگیریهای بزرگ،فارغ از اینکه چه هستند چند مزیت دارند،نخست آنکه از همان ابتدا تو می دانی که بایک دردسر بزرگ مواجهی و به همین خاطر با تمام توان و انرژی ات به مقابله با آنها می روی،دوم اینکه در صورت پیروز نشدن می دانی که باید خودت را برای عواقبی سنگین آماده کنی و در صورت پیروز شدن تا مدتهاشیرینی آن تلخیهای کوچک را خنثی می کندو دست آخر اینکه از همان ابتدا اصولا می دانی که با یک مشکل واجهی..
مسائل کوچک اما دنباله دار روزمره داستان دیگری دارند،همیشه و در حجم زیاد هستند،برخی اوقات تا مدتها ماهیت دردسر سازشان از دید تو مخفی است،غالبا به خاطر ظاهر کم اهمیتشان آنچنان که باید و شاید به رفع و رجوعشان نمی پردازی.را حل مشخص و تجربه شده ای ندارند؛به طور کامل از بین نمی روند و هر از گاهی مثل یک زخم کهنه سر باز می کنندو گاه روی چیزها و جنبه های از زندگی تاثیر می گذارند که فکرش را هم نمی کنی. ....
دیگران را نمی دانم اما شخصا بیشتر فرسایش و تشویشی که در چند وقت اخیر داشته ام به خاطر همین مسائل کوچک بوده است....