تبليغاتX
داستانی از یک زندگی - جمعه

داستانی از یک زندگی

خاطرات

بقیه روزهای هفته کم بود،حالا باید فردا را هم سر کار باشیم!!!!تغییراتی در سیستم متمرکز در حال اجراست که برای اطمینان از صحت عمکرد آن بایستی فردا تمامی کاربران این سیستم برای چند ساعت در محل کار حاضر شوند و یکسری عملیات انجام بدهدند...هر چند که این حضور چند ساعت بیشتر نیست و به مشتریان هم سرویس داده نخواهد شد اما به هر حال حداقل برای من که یک ضد حال اساسی بود...بیشتر به خاطر برنامه دانشگاه که لاجرم لغو می شود....

این روزها حجم افتتاح حساب به نحو چشمگیری افزایش پیدا کرده که بیشتر آن به خاطر تبلیغاتی است که در رسانه ها انجام می گیرد...بعضی روزها به کلی قید ناهار را هم میزنم....اما باز هم نمی توانم کارهای مربوط به حسابها را تمام کنم..

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت   توسط م ر ل   |